قدم هایی که امروز در جهت زنده تر بودن برداشتم:

حموم رفتم، موها را موس زدم، و برخلاف همیشه که به سرعت میبافتمشون یا می بستمشون، بازشون گذاشتم، تو آینه نگاه کردم و سعی کردم زیباییم را دریابم و درکش کنم قبل از اینکه دیر شده باشه.

با خواهرزاده هام مهربون تر بودم و سعی کردم خوشحال باشم و بخندم همونطور که همیشه ازم خواسته اند، فکر کردم اگه خنده های من مجوز خنده هاشونه، چرا خساست کنم؟

ظهر خودجوش سراغ آشپزی رفتم و به مامانم کمک کردم، سعی کردم تمام عشق توی وجودم را به مهارت در آشپزی (که فعلا ناچیزه) بدل کنم، تا ظهر خونواده م علاوه بر غذا، عشق هم بخورن :)

موقع آشپزی، آهنگ خوب گذاشتم برای خودم و مامانم، چه بسا یه ذره از افکار منفیش فاصله بگیره، چه بسا خونمون با بوی یه آهنگ خوب زیباتر شه.

تلاش کردم که بیشتر در لحظات حاضر باشم، به چیزایی که فکرمو مشغول میکنن کمتر اهمیت بدم و تماما مشغول کاری باشم که دارم انجامش میدم

سعی کردم به هیچ چیز به چشم تکلیف نگاه نکنم، به چشم چیزی که باید زودتر تموم بشه، نه هیچ چیزی از چیز دیگه مهم تر نیست و هیچ کاری کاملا بی ارزش نیست که قرار باشه هر چه زودتر تموم بشه

سعی کردم آگاه باشم به آنلاین شدنام، به اینکه واقعا دنبال چی هستم، و آیا چیز جذابی توی نت هست و من دارم آنلاین میشم؟ آیا واقعا کسی منتظرمه؟ که هر بار میدونستم نیست و میدونستم دلیل و لزومی برای آنلاین شدن وجود نداره.

 

+این تلاش ها ادامه خواهند داشت...


منبع این نوشته : منبع
آنلاین ,زودتر تموم